انتخاب صفحه
شماره 4365 - دوشنبه 26 تیر 1396
شماره های پیشین:

کمبود منابع؛ مهمترین عامل بازدارنده

 محمد لاهوتی*

بانک توسعه صادرات از بدو شروع کار به عنوان بانک تخصصی، تلاش کرده که در حوزه خدمت  رسانی به صادرکنندگان و ارائه خدمات ویژه به آنها تمرکز کند. در طول دوره‌های مدیریتی مختلف این بانک شاهد فراز و نشیب‌های متعددی بوده‌ایم. در برخی مواقع بهترعمل کرده و در برخی مواقع ضعیف‌تر ظاهر شده است. ولی اگر بخواهیم  نگاه منصفانه‌ای به عملکرد بانک داشته باشیم، باید امکانات و شرایط بانک را در نظر بگیریم. به عقیده من با توجه به محدودیت منابعی که این بانک داشته، خدمت رسانی متناسب با منابع انجام شده و به دلیل نداشتن سرمایه کافی نتوانسته تمام تقاضای صادرکنندگان را پاسخ دهد؛ ضمن  اینکه به دلیل اینکه بانک توسعه صادرات، یک بانک تخصصی بوده و قرار است که بیشتر در خدمت صادرکنندگان باشد و به صادرات خدمت‌رسانی کند، در بعضی از مواقع توانسته که مصوبات دولت را در خصوص یارانه‌های تسهیلات صادراتی به درستی انجام دهد؛ ولی باز به دلیل کمبود منابع نتوانسته جوابگوی تمام تقاضاها باشد.
البته من معتقد نیستم که بانک توسعه صادرات، یک اگزیم بانک است؛ به دلیل اینکه اگزیم بانک در موضوع واردات هم خدمت رسانی می‌کند و به عنوان بانک تخصصی تجارت خارجی کشور، عمل می‌کند؛ بنابراین ما خودمان به عنوان فعالان بخش خصوصی بارها و بارها این پیشنهاد را به مسئولان چه در دولت قبل و چه در دولت کنونی دادیم که برای یکپارچه سازی، تسهیل و سرعت در کار بهتر است که صندوق ضمانت صادرات و بانک توسعه صادرات با هم ادغام شوند و ضمن اینکه افزایش سرمایه بیشتری خواهند داشت تبدیل به اگزیم بانک شوند.
نکته دیگری که در حوزه عملکرد بانک توسعه صادرات باید توجه داشت این است که این بانک از حدود 10 سال قبل، جزو بانک‌هایی بوده که تحریم شده و نتوانسته از امکانات و ابزارهای جدید بانکی مثل گشایش اعتبار برای فروش کالاهای صادراتی ایرانی و یا گشایش اعتبار در واردات مواد اولیه واحدهای تولیدی- صادراتی کشور، به درستی نقش ایفا کند و البته مساله منحصر به بانک توسعه صادرات نیست و مربوط به کل بانکها است؛ اما قویا اعتقاد دارم که اگر بانک توسعه صادرات در این زمینه دچار این مشکلات نشده بود، قطعا خدمت رسانی بهتری را ارائه داده بود؛ ضمن اینکه در شرایط مدیریتی متفاوت عملکرد متفاوتی داشته است.
واقعیت این است که تحریم‌ها برداشته شده ولی روابط بانکی ما کماکان مانند گذشته است؛ یعنی همچنان نقل و انتقال پول حداقل در حوزه صادرات از طریق صرافی‌ها صورت می‌گیرد؛ ضمن اینکه به دلیل عدم همراهی بانک‌های خارجی، بانک‌های داخلی هم نمی‌توانند آن خدماتی را که یک بانک کشور دیگری به صادرکننده‌اش می‌دهد به صادرکننده ایرانی ارائه کنند. اگر ما واقعا بتوانیم از کشورهای طرف تجاری خودمان برای فروش کالای خود از اعتبار اسنادی استفاده کنیم قطعا هم در نقدینگی ما تأثیر خواهد گذاشت و به نوعی افزایش گردش کار را به واحدهای تولیدی می‌دهد و هم خریدار برایش جذابیت دارد که کالا را به صورت مدت دار از طریق اعتبار اسنادی خریداری کند و نکته اینجاست که عملا ما  این امکان را نداریم و بعد از تحریم‌ها هم علی رغم همه این صحبت‌هایی که شد اتفاق خاصی در حوزه بانکی رخ نداد؛ البته برخی به دلیل بد عهدی‌ها بوده و برخی به دلیل بروزرسانی سیستم بانکی و روابط کارگزاری بوده ضمن اینکه اجرایی شدن قانون FATF و خروج ما از حالت تعلیق  کمک زیادی در روند عادی سازی بانک‌های کشور با بانک‌های بزرگ جهانی  خواهد داشت، ولی به هر حال آنچه که برای یک فعال اقتصادی به عنوان صادرکننده ملموس است این است که تغییرات زیادی هنوز ایجاد نشده است. من فکر می‌کنم که اگر این اتفاق بیفتد قطعا بانک توسعه صادرات یکی از آن بانکهای تخصصی است که می‌تواند در افزایش صادرات با استفاده از گشایش اعتبار نقش جدی بازی کند؛ ضمن اینکه ما باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که سرمایه بانک توسعه صادرات متناسب با حجم تقاضا در این بانک نیست و حتما باید سرمایه این بانک افزایش یابد. ما معتقدیم که وجود صندوق ضمانت صادرات و بانک توسعه صادرات دو سیستم موازی هستند که بهتر است برای کوتاه شدن زمان ارائه خدمات و پرهیز از دوباره کاری با هم ادغام شوند.
 از طرف دیگر فکر می‌کنم که اگر قرار است ما نرخ تسهیلات ارزان قیمت در اختیار صادرکنندگان قرار دهیم باید این را به نوعی مدیریت کنیم که منابع آن در تمام بانک‌ها تخصیص پیدا کند و به طور اخص بانک تخصصی توسعه صادرات که  علی‌رغم عملکرد خوب منابع مورد نیاز و کافی در اختیارش قراربگیرد تا بتواند  جوابگوی تقاضای صادرکنندگان باشد .
*رئیس کنفدراسیون صادرات ایران

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen