انتخاب صفحه
شماره 4387 - یکشنبه 22 مرداد 1396
شماره های پیشین:

نامه خسروان

یسنا طاهری مبارکه 

اهمیت خواندن متون کهن فارسی برای ما روشن است.  پیوند با گذشته ‌تاریخی خود جزوی از هویت و در واقع شناسنامه‌ ما را تشکیل می‌دهد. اما نکته در خور و شایسته‌‌ای وجود دارد و آن پاسخ دادن به این پرسش کلیدی است . آیا ما امروز می‌توانیم متن‌های کهن فارسی را به آسانی بفهمیم‌؟ پاسخ ساده است :بدون فهم واژگان و لغت‌هایی که در هزاران سال  نثر و شعر فارسی معنایی دگرگون یافته‌اند هرگز نمی‌توان متن‌های گذشته را خواند و فهمید. درپاسخ به این ضرورت ؛کوه آساترین اثر ادبی ایران و جهان یعنی شاهنامه را برگزیده‌ایم تا واژه‌ها و اصطلاحات آن را بررسی کرده و بتوانیم با متن‌های کهن آشنا شویم .البته ما همه‌ واژه‌ها‌ی شاهنامه را نمی‌توانیم در اینجا بیاوریم بلکه هدف ما بیشتر واژه‌هایی است که امروز  معنای آن کمتر شناخته شده یا دگرگون شده است .

برون آوریدن: 
مگر زین دو تن را که ریزند خون                    یکی را توان آوریدن ، برون 
برون آوریدن: بیرون آوردن ؛ اینجا نجات دادن ، رهایی بخشیدن به این معنی بازهم در شاهنامه آمده است: 
چو ایران ز چنگال شیر و پلنگ                    برون آوریدم به رای و به جنگ 
به معنایِ ِ استخراج کردن هم آمده است: ز خارا به افسون برون آورید ... 

خرم نهان: 
خورش خانه پادشاه ِ جهان                    گرفت این دو بیدار ِ خُرم نهان 
خرم نهان: خوش نیت ؛ پاک سرشت ؛ نیک سیرت 
این بیت از دستنویس ِ فلورانس است در شاهنامه‌های دیگر از جمله لندن و دستنویس سن ژوزف ِ بیروت  لت ِ دوم این چنین است: گرفت آن دو بیدار دل در نهان . نیز در شاهنامه های دیگری به جای ِ خرم نهان ؛ فرّخ مهان و روشن روان و ... آمده است. 

روزبان: 
از آن روزبانان ِ مردم کُشان                    گرفته دو مرد جوان را کشان 
روزبان: به معنی نگهبان و محافظ و به معنی جلاد و دژخیم [ در همین بیت ] آمده است‌.در شاهنامه فلورانس به جای ِ روزبان‌، رودبان به معنای نگهبان رود است که در اینجا مناسب نیست و در دستنویس ِ معتبر سن ژوزف ِ بیروت «گوهرتابان» آمده  به معنای ِ کج سرشتان و بدنهادان. 
 

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen