انتخاب صفحه
شماره 4436 - پنجشنبه 20 مهر 1396
شماره های پیشین:

نامه خسروان

یسنا طاهری مبارکه 

اهمیت خواندن متون کهن فارسی برای ما روشن است.  پیوند با گذشته ‌تاریخی خود جزوی از هویت و در واقع شناسنامه‌ ما را تشکیل می‌دهد. اما نکته در خور و شایسته‌‌ای وجود دارد و آن پاسخ دادن به این پرسش کلیدی است . آیا ما امروز می‌توانیم متن‌های کهن فارسی را به آسانی بفهمیم‌؟ پاسخ ساده است :بدون فهم واژگان و لغت‌هایی که در هزاران سال  نثر و شعر فارسی معنایی دگرگون یافته‌اند هرگز نمی‌توان متن‌های گذشته را خواند و فهمید. درپاسخ به این ضرورت ؛کوه آساترین اثر ادبی ایران و جهان یعنی شاهنامه را برگزیده‌ایم تا واژه‌ها و اصطلاحات آن را بررسی کرده و بتوانیم با متن‌های کهن آشنا شویم .البته ما همه‌ واژه‌ها‌ی شاهنامه را نمی‌توانیم در اینجا بیاوریم بلکه هدف ما بیشتر واژه‌هایی است که امروز  معنای آن کمتر شناخته شده یا دگرگون شده است .

بازی خیال:

بداب اندرون پَر برآورد و بال             چنان چون شبِ تیره یازی خیال 
«بازی خیال »: یکی از انواع نمایش در دوران قدیم است و آن چنین بوده است که در شب به کمک آتش ویا چراغ سایه‌هایی را بر پرده‌ای منعکس می‌کردند و نمایش می‌دادند. 

تُنبُل: 

بدو گفت شاها فریدون تویی        که ویران کنی تنبُل جادویی 
« تُنبُل »: به معنای  مکر و حیله و نیز جادو و افسون است 

کمر بست: 

کجا هوش ضحاک بر دستِ توست          گشادِ جهان را کمر بست توست 
« کمر بست »: مصدر مرخم از کمر بستن: کنایه از همت:؛ خواست  واراده / کجا: که / گشادِ جهان: رهایی و آسایش ِ جهان .

داد دادن جهان از فراز:
فریدون چنین پاسخ آورد باز            که گر چرخ دادم دهد از فراز 
« داد دادن چرخ از فراز »:آسمان از بالا  حق کسی رادادن :؛ کنایه از همراهی و یاری بخت و تقدیر است .
 

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen