انتخاب صفحه
شماره 4478 - سه شنبه 14 آذر 1396
شماره های پیشین:

بیکاران از یاد رفته 

سعید کاکا آقازاده 

درایران رسم براین است که وضعیت اشتغال را عمدتا برپایه نرخ بیکاری می‌سنجند. براساس آمارهای اعلام شده نرخ بیکاری درکشور، درتابستان سال جاری 5/11بوده است.  بی تردید این رقم برای یک کشورمانند ایران که امکان و توانایی آن را دارد که توسعه پیدا کند چندان مناسب نیست. به خصوص اگرمیانگین نرخ بیکاری این کشوررا با بیکاری درجهان که زیر6 درصد ویا درچین زیر4 درصد همچنین پاکستان وعریستان سعودی که درحدود 6 درصد می‌باشد مقایسه کنیم، درخواهیم یافت که درچه شرایطی قرارداریم.  هرچند با این همه می‌توان گفت نرخ بیکاری یازده و نیم درصدی ایران، را اگربا بعضی ‌کشورها در نظر‌ بگیریم، شاید فاجعه‌آمیز به نظر نرسد. به این علت که ترکیه و ایتالیا تقریبا همین درصد بیکاری را اعلام کرده‌اند واسپانیا با 16 درصد و یونان با 21 درصد، دروضعیتی به مراتب بدتر از ایران قراردارند.  براساس اعلام مرکزآمارایران درحدود سه میلیون بیکاردارد واگردیگرشاخص‌های بازار کار هم مورد توجه قراردهیم درخواهیم یافت‌ این آماربا واقعیت‌های ملموس بازارکاردرتضاد است. از طرفی بخش بسیار بزرگی از خانوار‌های ایرانی، که مستقیما گرفتاربیکاری هستند ویا بیکاران زیادی را پیرامون خود می‌بینند، نمی‌پذیرند که شماربیکاران، به گفته مرکزآماربه سه میلیون و دویست هزارنفرمحدود باشد.  ضمن آنکه این مرکزنرخ بیکاری کشوررا برپایه سازمان بین‌المللی کاربا سه ملاک تعریف می‌کند. ازنظر سازمان بین‌المللی کار«بیکار» کسی است که درهفته پیش ازآمارگیری حتی یک ساعت هم کارنکرده باشد؛ دوم اینکه فعالانه درجستجوی کارباشد وبا ثبت نام خود درمراکزکاریابی رسمی‌‌اراده خود را به «کارجویی» آشکارکند؛ وهمچنین کاری را که به او پیشنهاد شده و منطبق برشرایط او تشخیص داده شده، حد‌اکثر طی مدت پانزده روز بپذیرد. با این تعریف می‌توان گفت که برپایه تعریف سازمان بین‌المللی کارکه به آن اشاره شد، نرخ بیکاری کشور ‌ 5/11 درصد ارزیابی شده است. اما مساله آن است که آنچه را که مرکزآماراعلام کرده، با تکیه برشمار«بیکاران مطلق جوینده کار» محاسبه کرده است. باید در نظرداشته باشیم درکشور‌های عضواتحادیه اروپا درکنارنرخ «بیکاری مطلق» که برپایه همان ملاک‌های سازمان بین‌المللی کار محاسبه می‌کنند، ‌ شاخص‌های دیگر را هم در نظر می‌گیرند و به گروه‌های دوم و سوم و غیره تقسیم می‌کنند تا وضعیت بازار کار وهمچنین آماربیکاری دقیق ترمحاسبه شود.  ولی در ایران نرخ بیکاری براساس جمعیت متشکل گروه اول «بیکاران مطلق جویای کار» محاسبه می‌شود و از آنجایی که دیگر گروه‌های کار درنظرگرفته نمی‌شود.  به همین علت نمی‌توان گفت که آمارهای اعلام شده از تعداد بیکاران تا چه اندازه درست می‌باشد. در واقع در محاسبه نرخ بیکاری 5/11 درصدی‌، که معادل حدود سه میلیون و سیصد هزاربیکاراست.  مرکز آمارایران شمار بسیار زیاد‌ دیگربیکاران را به فراموشی سپرده است. مانند، صد‌ها هزاران نفری که بعد ازسال‌ها جستجوی کار، اصولا نا‌امید شده وخود را ازبازارکارکنارکشیده‌اند، به این معنا که نام آنها در هیچ کجا به عنوان جوینده کاربه ثبت نرسیده است.  ازسوی دیگر بسیاری هستند که مجبورند به مشاغل پاره وقت تن بدهند، چون کاردایمی‌‌پیدا نمی‌کنند.  این‌ها نیز از آمار «بیکاران مطلق»حذف می‌شوند وبه بیان دیگر درنرخ 5/11درصدی مرکزآمار،شاغلان پاره وقت اجباری جایی ندارند. همچنین جمعیت زیادی که سال‌ها وقت خود را دردانشگاه گذرانده وهزینه زیادی را کرده ‌اند، ولی بعد از پایان تحصیلات در رشته تخصصی خود ورشته‌های مشابه آن شغلی پیدا نکرده‌اند، به ناچاربه فعالیت‌هایی روی آورده‌اند که از دیدگاه خود آنها وبستگانشان کاربه مفهوم واقعی کلمه به حساب نمی‌آید. علاوه براین تعداد زیادی ازجوانانی که به رغم تمایل خود برای ورود به بازارکار، شغلی پیدا نکرده و به ناچار به مراکز آموزش عالی روی آورده‌اند و در این مراکز نیز، بازبه دلیل یاس ازبازارکار، تحصیلات خود را گاه حتی تا مقاطع کارشناسی ارشد ودکترا ادامه می‌دهند، بدون آنکه مطمئن باشند تداوم تحصیل می‌تواند زمینه دستیابی به شغل منطبق برمدرک دانشگاهی را برای آنها فراهم سازد. البته محاسبه دقیق این جمعیت عظیم برکنارمانده ازمحاسبات مرکزآمارکارساده ای نیست. ولی درصورت به حساب آوردن آنها می‌توان گفت،نرخ بیکاری واقعی درکشوربیش ازدوبرابرآن چیزی خواهد بود که مرکزآمارایران اعلام می‌کند. 

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen