انتخاب صفحه
شماره 4534 - دوشنبه 23 بهمن 1396
شماره های پیشین:

‌بررسی عناصر روایی مجموعه شعر «ما در صحنه بودیم» سروده محبوبه ابراهیمی

دریا با ماهی سیاه کوچولو نامهربان بود

غزال مرادی

به نظر باختین شعر منش ویژه‌ای دارد که نسبت آن با تاریخ شعر و سخن شاعرانه چونان یک گزاره است در واقع  شعر نیز امری تاریخی است چون  بیان رمزگانی آن چیزی است که در جامعه جریان دارد و از تبدیل کدها یا نشانه‌های معنایی به سمت شکل گیری مفهوم تحقق می‌یابد  و احساس و اندیشه  شاعر را به تصویر می‌کشد  این مکانیزم انتخاب و چیدمان واژه‌هاست که جهت‌گیری شاعر را مشخص می‌کند و این مکانیزم است که در جهت پیشبرد مفاهیم به کار می‌رود. مانند نمونه زیر که در آن کدهای نمادین به سمت مفهوم مورد نظر شاعر می‌رود. شاعر در این مجموعه به خوبی  توانسته است  با استفاده از نمادهاو  اشاره به رویدادها روایت  اصلی را بازگو نماید مانند نمونه زیر:
«و سال‌ها بعد
زمانی که تو هنوز 15ساله بودي و
فرزندم 15سال
خس بودیم به روایت‌شان
چون کاه ریز ریز شدیم در کهریزك
عاملش هم معصوم بود بیمارررر
تاریخ
تاریخ گناهکار بود
تاریخ تاریک
تارك دنیاي این سرزمین
راستی همکلاسی
با آن ساق شکسته با بیل
براي جا شدن درگور
چگونه سالها در من قدم میزنی( شعر دو صفحه  13)
به طور كلي، «ديدگاه مكاني» به معناي جايگاهي است كه راوي داسـتان از درون آن بـه روايت می‌پردازد شاعر نیز در این مجموعه شعر از ابزارهايي كه زبان براي تشكيل ديدگاه مكاني در اختيـار راوي استفاده کرده است مانند کوه‌هاي اشکورات ، جنوب و غرب و ضمایر اشاری‌و همینطور ایجاد همپیوندهای عینی با مخاطب که رویدادهایی نوستالژیک را در محوریت روایت خود قرار داده است.
«آن سال‌ها دودي از شهر ما بلند نشد
و بلندگوها مرثیه خواندند
آه‌هاي زیادي به آسمان رفت و دم بر نیامد
سال هزار و سیصد و کلمه
کلمات در خودکشی دسته جمعی از کوه‌هاي اشکورات پریدند
و حروف در یک رژه نامنظم از ما عقب نشینی کردند
ما از جنوب و غرب هدیه‌هایی پیچیده در پرچم داشتیم
ما جنگزده نبودیم
غرش هیچ هواپیمایی خواب‌هایمان را آشفته نکرد
نپرس چرا شعرهایمان شاعر نداشت
نگو چرا آغوش‌مان دست نداشت(شعر 25 - صفحه 50)
ابراهیمی در شعرهایش بیشتر از راوی اول شخص  استفاده نموده است در واقع این  ديـدگاه ،  دارای وجـود عناصـري ماننـد «كلمـات احـساسي » و «قيـد‌ها و صفتهاي ارزش گذارانه» است. نظام وجهي اين نوع ديدگاه مثبت است؛ زيرا راوي بـه آنچه می‌گويد مطمئن است و هيچ گونه ابهام و سردرگمی‌دربار ة موضوعات ارائـه شـده ندارد. ازاين رو، دو نظام وجهي امري و تمنايي كه دربر دارند مفاهيم الزامات، وظـايف، عقايد، آرزوها و تمايلات راوي داستان هستند، در اين نوع ديـدگاه كـاربرد گـسترده اي دارند. همچنين، اطلاعات ارائه شده در اين نـوع ديـدگاه متكـي بـر آگـاهي محـدود راوي كم اطلاع نيست . بنابراين، اطلاعاتي كه فقط متكي بر نشانه‌هاي بيروني حـوادث باشـند.
خوانندة اين نوع روايت می‌تواند به راحتـي احـساس راوي را درك ، و گـاهي بـا اوهمذات پنداري كند. ويژگي ديگر اين نوع ديدگاه، كاربرد گسترده‌ عبارت‌هايي نمادین است  وهمینطور تکرار واژه  زمان به صورت منفرد ودر قالب ترکیب با دیگر واژگان وهمینطور قفس  در نمونه صفحه 46 است.
«ما همزمانیم چون از زمان زده‌ایم بیرون
چون همزمان زده‌ایم بیرون
از زمان زده‌ایم بیرون
بالهای‌مان در قفس چکه‌هاي باران را
و از قفس خود براي باران زده‌ایم بیرون
کلاغ‌هاي بی‌پر و بی‌سر
کلاغ‌هاي مقلد و
کبک‌هاي خرامان کبک‌هاي بی‌برف سر در سیمان
ما از کلاغ از برف از کبک از سیمان زده‌ایم بیرون(شعر 23 صفحه 46)
استفاده از زبان ساده و میل به انسجام سطرها در شعر امروز تمایل شاعران را به شعرهای روایی افزایش داده است چرا که مخاطب با روایت آشناست و این سلسله رویدادها می تواند او را با اثر همراه کند اگرچه  گاهی افراط در استفاده از این امر زیبایی شناسانه می تواند شاعرانگی اثر را تقلیل دهد. ولی به طور کلی استفاده ار روایت  شگردی است که بیشتر شاعران از آن بهره می‌برند وشاعردر شعرهای زیر با  استفاده از داستان‌های صمد بهرنگی و کاربرد نمادین آنها  توانسته است فضایی روایی و نمونه زیر :
«ما اینجا خواب‌هاي نم گرفته‌اي داریم
هر که می‌خواهد دست به تعبیر ما بزند
بر ماسه‌هاي ساحل
هواپیما بکشد
قلب بکشد
که بمبی از آن عبور کرده است
معامله‌‌ خوبی نبود
کلاغ‌هاي الدوز روي توسکاها خبرهاي خوشی را قارقار نکردند
و
دریا با ماهی سیاه کوچولو نامهربان بود
ما هم با کیسه‌هاي شن سنگر ساختیم
اما آهنگرانی براي جنگ با دریا همراه قایقرانان نبود(شعر 25 صفحه 51)
ديـدگاه روان شـناختي بـه معنـاي شيوه‌هاي دخالت آگـاهي و شـناخت راوي در حـوادث داسـتان اسـت. هدف از بررسي اين نوع ديـدگاه، پـرداختن بـه لحـن روايـي در روايـت اسـت‌. در واقع  ديدگاه روان شناختي هم به اين مسئله مي‌پردازد كه چه كسي مشاهده‌گر رويدادها است.بنابراین  توجه به دو سطح ساختار و سطح بينافردي زبان ازاهميت ويژه‌اي برخوردار است درشعر زیر راوی خود مشاهده‌گر است و به توصیف وضعیتی شاعرانه می  پردازد که متکی به تصویرهاست. 
«از در که به در شدم
می‌رقصید روي طاقچه
شعله‌ گردسوز هنوز
بر درخت آویزان بود در باغچه
چراغ‌هاي نارنج که نارنجی‌اند‌!
از در که به در شدم
ماهی‌ها از برکه به دریا
از پایین به بالا
رهسپار دریا بودند
معاشقه می‌کردند ستاره و فانوس دریایی
با چشمک‌هاي پنهانی
شکوفه داد نور بنفشی در دستانم(شعر 28صفحه 57)
و
«لباسهاي چریکی چرك و چروك شد
اعلامیه‌ها بی‌جنگی علنی
مردود
ما در صحنه بودیم، ما امتحان کردیم
ما از تابوت صندوق‌هاي پرتقال کتاب‌ها به صندوق‌هاي راي کوچ
کردیم
ما رد شدیم، مردود
مردود، دود
دودهاي حلقه حلقه‌ سیگار(شعر یک صفحه 9)
نرودا گفته است شاعر همه عمر تلاش می‌کند تا یک حرف را هرچه بهتر بزند  محبوبه ابراهیمی   نیز  توانسته است  با مدد روایت‌ها و تصاویر، صدای راوی را هم از طریق مضمون و سبک نگارش بیان کند  شاعر توانسته است  صداها را برای حالات و مواقع مختلف کدگذاری کند به گونه‌ای که این  نشانه‌هایی که عقاید، ارزش‌ها و نظرات آرمانی راوی را آشکار ‌سازنند و بتوان ‌وضعیت شاعر را نسبت به افراد، رویدادها و پدیده‌ها باز شناخت.
منابع‌:
1- ابراهیمی کلاچایه، محبوبه،ما در صحنه بودیم، انتشارات نصیرا، چاپ اول: پاییز 1396.

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen